|
قسمت ۱- در انتظار نعیم با الهام میلانی،یک دانشجوی پزشکی ایرانی که تازه وارد آفریقای جنوبی شده است ملاقات کنید. او برای اولین بار به کشور دور مسافرت کرده و با تشویش اطراف خود را نگاه میکند. الهام به دنبال کسیست که قرار است او را به منزل ببرد. همانطور که در فکر هست احساس میکند که یک راننده تاکسی سمج به دنبال اوست |
|
قسمت ۲- تلفنی از وطن خانودهٔ میزبان با آغوش باز او را پذیرفته و همینطور که او با این محیط و مردم جدید اشنا میشود یک زنگ تلفن از وطن وی را به یاد روزهای خوب گذشته در ایران میاندازد |
|
قسمت ۳- بازی موش و گربه .الهام در حالی که با اسکایپ سعی میکند با نامزدش تماس بگیرد،متوجه میشود که او در حال صحبت با دختر دیگری است |
|
قسمت ۴- یک ذره از هوای وطن در اولین روز دانشگاه ،برای اولین بار در زندگیش الهام احساس میکند که او هم قسمتی از این جامعه است تا اینکه یک استاد ایرانی که خوب میداند وی از کجا و برای چه به اینجا آمده است او را به زیر سؤال میبرد |
|
قسمت ۵ - خودنمایی نکردن الهام احساس میکند که استادش با او مثل دیگر شاگردان رفتار نمیکند و تصمیم میگیرد که با او زیاد روبرو نشود. آیا این قسمتی از تخییلات اوست؟ |
|
قسمت ۶ - فرق داشتن الهام همانطوری که به رفتار خود ادامه میدهد،از یک استاد زیمبابوه ایی که در همان حال در مورد تعصب ملیتی واقع شده یاد میگیرد که او هم باید قوی باشد تا بتواند پیشرفت کند |
|
قسمت ۷ - نظافت در یک ملاقات به یتیم خانه که جزو خدمات آخر هفته الهام هست به طور تصادفی یک کودک مجروح می شود و الهام مجبور میشود از همان استادی که از او دوری میکرد کمک بگیرد |
|
قسمت ۸ - امتحان در روز امتحان نهایی ،تشخیص الهام با دیگر دانشجویان متفاوت است. او احساس میکند که امتحانش را قبول نشده است |
|
قسمت ۹ - تصمیم همانطوری که به فکر نتیجه امتحانش است ،استاد از الهام میخواهد که او را ملاقات کند |
دکتر الهام ،داستانی است از الهام میلانی،یک دانشجوی پزشکی در ایران. او از ادامهٔ تحصیلاتش در دانشگاههای ایران بخاتر اعتقاداتش منع شده بود .در یک دانشگاه مکاتبه ایی ثبت نام میکند و برای امتحانات نهأیش به ژوهانسبورگ در افریقای جنوبی مسافرت میکند
با همه در ایران خداحافظی کرده ولی از اولین لحظهای که به آنجا میرسد،او با مشکلات بیشماری مواجه میشود











