با الهام میلانی،یک دانشجوی پزشکی ایرانی که تازه وارد آفریقای جنوبی شده است ملاقات کنید. او برای اولین بار به کشور دور مسافرت کرده و با تشویش اطراف خود را نگاه میکند. الهام به دنبال کسیست که...
خانودهٔ میزبان با آغوش باز او را پذیرفته و همینطور که او با این محیط و مردم جدید اشنا میشود یک زنگ تلفن از وطن وی را به یاد روزهای خوب گذشته در ایران میاندازد
در اولین روز دانشگاه ،برای اولین بار در زندگیش الهام احساس میکند که او هم قسمتی از این جامعه است تا اینکه یک استاد ایرانی که خوب میداند وی از کجا و برای چه به اینجا آمده است او را به زیر سؤال...
الهام همانطوری که به رفتار خود ادامه میدهد،از یک استاد زیمبابوه ایی که در همان حال در مورد تعصب ملیتی واقع شده یاد میگیرد که او هم باید قوی باشد تا بتواند پیشرفت کند
در یک ملاقات به یتیم خانه که جزو خدمات آخر هفته الهام هست به طور تصادفی یک کودک مجروح می شود و الهام مجبور میشود از همان استادی که از او دوری میکرد کمک بگیرد